نون و میم

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

نون و میم

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

نون و میم

در این فضا سعی شده در کمال ایجاز و اختصار و با نگاهی نو و جدید به بررسی مسائل اطراف پرداخته شود.
شاید اگر من رنگ عمل به نوشته ها بزنم و با وجودم قلم بسایم بهتر شود.
دعا کنید

پیام های کوتاه
  • ۲۶ فروردين ۹۶ , ۰۶:۳۷
    لب
  • ۱۰ دی ۹۵ , ۲۲:۳۱
    فهم
  • ۶ دی ۹۵ , ۰۶:۵۰
    آخر
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۳/۰۴/۱۱
    سگ
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    حق
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۶ فروردين ۹۶، ۲۳:۱۴ - ســـــر باز
    :(
پیوندهای روزانه

۵۲ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

جای گل همیشه باغه

افتادم از روی ناقه

یه نفر با یه تبر اومد

برا گل نمونده ساقه


گوشوارم رو یه نفر برد

عمه جای من کتک خورد

باد سیلی یه نامرد

اومد و معجرمو برد


یاد فحش و ناسزاشم

یاد ضجر و لگداشم

هی منو می زد با سیلی

حیف نبود اکبر داداشم


یه زن یهود بدکار

سکه می داد برا آزار

اونا به ماها می خندن

جای ما نبود تو بازار


یه نفر ادا درآرود

حرص ماها رو درآورد

دلقکه میون کاراش

اسم من رو هی می آورد

  • میم شین

برای درک مادر سادات فقط یک شب باقی است


  • میم شین

بعد از سی سال فراق، چه گرم و داغ می شود وصل

  • میم شین

دهانم کف می کند

خوش به حال نجف که مثل صدف چون تو مرواریدی دارد

  • میم شین

شاه جهان به خاک نجف سپرده شد

  • میم شین
دوست داشت مثل همسرش باشد
پس تا ده ها سال قبرش مخفی بود
علی را می گویم
همسر زهرا
  • میم شین
همسرش غلاف شمشیر خورد
خودش خود شمشیر را
  • میم شین
شب قدر است و هنوز قدر مادرم فاطمه را نمی دانم
  • میم شین
اشک ها در حرم چشمانم قیام کردند
وقتی دعوت به قیمه رستوران امام رضا شدم
یادش بخیر
  • میم شین
هم نیم من گذشت هم نیم ماه
منتظر پایان خوش هستم
عید فطر پایان من با جشن مردم در کنار قبرم همراه است
بخوانید برایم فاتحه
  • میم شین
نیمش گذشت و هنوز نیم چنته ی من هم پر نشده
  • میم شین
آن قدر کریم بود که حتی حرمش را هم بخشید
  • میم شین

در این روزها و شب ها امید است به تور بیفتیم

تا شاید در طور سینا

چون موسی با رب تکلم کنیم


  • میم شین

جمعه انتظار می رفت انتظار تمام شود

اما انتظارمان بی جا بود

صبر تا جمعه ی بعد

  • میم شین
عیبی ندارد دخترم معجر نداری
عیبی ندارد سایه ای بر سر نداری
گفتم برایت شام را آذین ببندند
عیبی ندارد یک پدر با سر نداری
  • میم شین

اِلِمان های برزیل چه بود

نمی دانم؟

ولی

آلمان سیاه و تیره پوشید

و روسیاهی به زردها ماند

  • میم شین
خدا، خدیجه، محمد برای هم اند
علی در مصرع جا افتاد شعر را ادامه ندادم
  • میم شین

به خدا شک می کردم

اگر مادرم فاطمه غیر از شما مادری داشت

  • میم شین