میم شین

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

میم شین

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

میم شین

در این فضا سعی شده در کمال ایجاز و اختصار و با نگاهی نو و جدید به بررسی مسائل اطراف پرداخته شود.
شاید اگر من رنگ عمل به نوشته ها بزنم و با وجودم قلم بسایم بهتر شود.
دعا کنید

پیام های کوتاه
  • ۲۶ فروردين ۹۶ , ۰۶:۳۷
    لب
  • ۱۰ دی ۹۵ , ۲۲:۳۱
    فهم
  • ۶ دی ۹۵ , ۰۶:۵۰
    آخر
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۳/۰۴/۱۱
    سگ
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    حق
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۲ مرداد ۹۷، ۱۸:۳۲ - باران
    ...
پیوندهای روزانه

۳۷۹ مطلب با موضوع «رسول الله و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و امام مجتبی علیهم السلام» ثبت شده است

بعد از نبی علی ولی شد ولی عدو
با خصم خود مزد رسالت ادا نمود
  • میم شین

باران ترین ابر خدا
امشب چه بارنی شدی
آقا شب هشت عزا
شاید خراسانی شدی

شاید رضا کاری کند
امشب برای قلب تو
ذکر علی روی لبت
اکبر صدای قلب تو

لیلا پر از دلشوره شد
اکبر به میدان می رود
سقا فدایش می شود
گویی حسین جان می رود

کام علی اکبرت
شکل بیابان ها شده
با بغض و کینه از علی
اکبر قد صحرا شده

  • میم شین

دل با معرفت یعنی بفهمی درد مولا را
بدانی علت غیبت چه صغری و چه کبری را

دل با معرفت یعنی سراپا وقف دین باشی
بسوزی پای این مکتب، بفهمی حرف زهرا را

شهید بی نشان باشی دو تکه استخوان باشی
به راه او دهی جان و سر و دست و تن و پا را

رسیده یک شهید اینجا، شب شش ماهه مولا
تو امشب روضه خوانی کن، بخوان تو روضه ما را

لب اصغر به هم خورد و دعای مادرش این بود
عمو می آورد حتماً تمام آب دریا را



با تغییرات

دل با معرفت یعنی بفهمی درد مولا را
بدانی علت غیبت چه صغری و چه کبری را

دل با معرفت یعنی سراپا وقف دین باشی
بسوزی پای این مکتب، بفهمی حرف زهرا را

برای او بجنگی و بکوشی و بسوزی و
به راه او دهی جان و سر و دست و تن و پا را

دلم امشب چه گریانه و هوای کربلا دارد
تو امشب روضه خوانی کن، بخوان تو روضه ما را

لب اصغر به هم خورد و دعای مادرش این بود
عمو می آورد حتماً تمام آب دریا را

  • میم شین
شب جمعه شده و باز فرج می خوانم
علت اصلی غیبت منم و می دانم
  • میم شین
دوران زندگی علی و فاطمه رو که ورق بزنی به ملاطفه ها می رسی
علی به داشته هایش می بالد
زهرا به دارندگی هایش افتخار می کند
و سال ها بعد
در بعد مسافت و زمان
چون منی به چنین پدر و مادری می بالم و به ایشان عرض می کنم که من پدر و مادری دارم که نه فاطمه دارد نه علی
افتخار مرا نه علی دارد نه فاطمه

پ.ن: سالگرد عقد خودم را به خودم و تمام زندگی ام تبریک عرض می کنم
  • میم شین
هرشب نوای دلم یا مرتضی علی ست
شب را به نام و نوای شما سحر کنم
  • میم شین

تا لب کعبه ترک خورد خدا

به علی اذن دوا بودن داد

  • میم شین

وقتی که فاطمه مادر تو شد

گفتم به خود که علی شیر می شود

ولادت امیرالمومنین مبارک

  • میم شین
خواهشاً پیش علی از پسرت هیچ مگو
دست به زانو نزن و از کمرت هیچ مگو

به خدا معرکه ای، معرکه کردی بانو
تو که مثل سپری، از سپرت هیچ مگو

دل تو خون شده و رنگ رخت خونی تر
از سلام به علی از جگرت هیچ مگو

گوش تو زخم شد و زینت گوشت پامال
از دو چشم تر و از درد سرت هیچ مگو

محسنت حس عجیبی است ولیکن مادر
از حسین و حسن و از قمرت هیچ مگو
  • میم شین
خواستم برای مادرم طرح نوشته ای بسازم
برای ایده سراغ پیرزن های خمیده رفتم
  • میم شین

در لحظه ی تشکیل تو، جبریل بود و ترتیل تو

عالم همه در حیرت و مبهوت از تحلیل تو

کوثر برایت آمده، نقطه به نقطه بهر تو

هر نقطه اش یک سال تو، هر حرف هو تجلیل تو


وقت پریدن شد چرا، بی فاطمه مانده ولی

این گونه یاری می کند، قربان این تبدیل تو

سرما به شهرت می زند، از مردم شهرت طلب

گرما به سینه آمد و آبی شد آن قندیل تو

تو ذوب حیدر می شوی، مادر برایش می شوی

ام ابیها، بعلها، حیرانم از تکمیل تو

حیدر به کوهی می رسد، در لحظه تغسیل تو

جمع ملائک می رسد همراه با جبریل تو

این گونه خاکی می شود، نوری ترین عطر خدا

من قافیه گم می کنم وقتی که قبرت، مادرم ...

  • میم شین

مدت ها بود ننوشته بودم

هنوز ویرایش نشده

ایراد هم داره


فدای روی نیلی و صدای هق هق مادر
به یاد بیت محزونش به یاد پهلو و بستر

دلم دلتنگ بانو شد، دلم همراه با او شد
امان از ضربه ی دشمن، لگد، سیلی و مادر، در

کبوتر با کبودی  و کسی با لحن نازیبا
برو زهرا کنار از در، و در، مادر، و مادر، پر

حسن حسش پریدن شد، و سهمش بود و دیدن شد
دوشنبه، کوچه و مادر، و مادر در میان شر

شرار از کوچه می جوشد، شرار از سینه زخمی
بیا شاعر نگو دیگر، امان از سینه ی حیدر

  • میم شین
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
عید مبارک

وقتی در غار گفتند اقرأ
باید منتظر قرآنی بی نظیر می بودیم
  • میم شین

شیشه اشک دو چشم فاطمه
چشم او حتی نمش هم می کشد

  • میم شین

یادم افتادش مدینه رو
حرفای از روی کینه رو
قصه ی سنگ و آیینه رو
اشکای مونده تو سینه رو


دست من نیست دلم می خواهد

هرچقدر هم برا دور شدن دست و پا بزنم، دلم برا نزدیکی پر می کشه


  • میم شین

کسی که با فاطمه باشد

حتی در خانه ی دشمن فاطمه

محمد تربیت می کند

پسر اسما را می گویم

  • میم شین

وقتی که بوی سیب می ورزد از خنده ی شما

پس این چنین فرشته شده بنده ی شما

  • میم شین
دارد خدا برای خودش عشق می کند
وقتی که فاطمه معشوقه ی خداست

  • میم شین