نون و میم

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

نون و میم

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

نون و میم

در این فضا سعی شده در کمال ایجاز و اختصار و با نگاهی نو و جدید به بررسی مسائل اطراف پرداخته شود.
شاید اگر من رنگ عمل به نوشته ها بزنم و با وجودم قلم بسایم بهتر شود.
دعا کنید

پیام های کوتاه
  • ۲۶ فروردين ۹۶ , ۰۶:۳۷
    لب
  • ۱۰ دی ۹۵ , ۲۲:۳۱
    فهم
  • ۶ دی ۹۵ , ۰۶:۵۰
    آخر
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۳/۰۴/۱۱
    سگ
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    حق
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۶ فروردين ۹۶، ۲۳:۱۴ - ســـــر باز
    :(
پیوندهای روزانه

۳۷۰ مطلب با موضوع «رسول الله و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و امام مجتبی علیهم السلام» ثبت شده است

خواستم برای مادرم طرح نوشته ای بسازم
برای ایده سراغ پیرزن های خمیده رفتم
  • میم شین

در لحظه ی تشکیل تو، جبریل بود و ترتیل تو

عالم همه در حیرت و مبهوت از تحلیل تو

کوثر برایت آمده، نقطه به نقطه بهر تو

هر نقطه اش یک سال تو، هر حرف هو تجلیل تو


وقت پریدن شد چرا، بی فاطمه مانده ولی

این گونه یاری می کند، قربان این تبدیل تو

سرما به شهرت می زند، از مردم شهرت طلب

گرما به سینه آمد و آبی شد آن قندیل تو

تو ذوب حیدر می شوی، مادر برایش می شوی

ام ابیها، بعلها، حیرانم از تکمیل تو

حیدر به کوهی می رسد، در لحظه تغسیل تو

جمع ملائک می رسد همراه با جبریل تو

این گونه خاکی می شود، نوری ترین عطر خدا

من قافیه گم می کنم وقتی که قبرت، مادرم ...

  • میم شین

مدت ها بود ننوشته بودم

هنوز ویرایش نشده

ایراد هم داره


فدای روی نیلی و صدای هق هق مادر
به یاد بیت محزونش به یاد پهلو و بستر

دلم دلتنگ بانو شد، دلم همراه با او شد
امان از ضربه ی دشمن، لگد، سیلی و مادر، در

کبوتر با کبودی  و کسی با لحن نازیبا
برو زهرا کنار از در، و در، مادر، و مادر، پر

حسن حسش پریدن شد، و سهمش بود و دیدن شد
دوشنبه، کوچه و مادر، و مادر در میان شر

شرار از کوچه می جوشد، شرار از سینه زخمی
بیا شاعر نگو دیگر، امان از سینه ی حیدر

  • میم شین
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
عید مبارک

وقتی در غار گفتند اقرأ
باید منتظر قرآنی بی نظیر می بودیم
  • میم شین

شیشه اشک دو چشم فاطمه
چشم او حتی نمش هم می کشد

  • میم شین

یادم افتادش مدینه رو
حرفای از روی کینه رو
قصه ی سنگ و آیینه رو
اشکای مونده تو سینه رو


دست من نیست دلم می خواهد

هرچقدر هم برا دور شدن دست و پا بزنم، دلم برا نزدیکی پر می کشه


  • میم شین

کسی که با فاطمه باشد

حتی در خانه ی دشمن فاطمه

محمد تربیت می کند

پسر اسما را می گویم

  • میم شین

وقتی که بوی سیب می ورزد از خنده ی شما

پس این چنین فرشته شده بنده ی شما

  • میم شین
دارد خدا برای خودش عشق می کند
وقتی که فاطمه معشوقه ی خداست

  • میم شین

من قصد نوشتن ندارم

چه برسد برای مادر سادات

اما چه کنم که خودشان

نود و پنج خودش پر است از نصویر فاطمی

نود و پنج خاطره ساز است

خاطرات پر درد

بگذریم

تولد مادر در این سال دو بار می شود

شهادتشان هم دو بار

یعنی امسال هم

خدا رو شکر

ولی ای کاش نود و پنج روز افسانه باشد

  • میم شین
94 خاطرات زیبایی داشت
این که مادر به من گل داد
نمی دانم چرا این به ذهنم آمد
همیشه برای امر خیر می گویند فلانی آستین بالا زد
ولی مادر حتی برای غسل هم به علی گفت آستینی بالا نزند تا نبیند
این هم حکمت کار مادر است
هیچ کس نباید از سر بازو با خبر شود
  • میم شین

و این آخرین نوشته ی مهدی شریفی برای مادرش در طول یک سال است


من نوشتم و تازه فهمیدم که ماادریک ما لیلة القدر

هرچه نوشتم به او وابسته تر شدم

و حالا در خیالم کنار مرقد مادر، میان قلب سیاهم می ایستم و به احترامش خم می شوم

و  جای سلام دعامی کنم برای سلامتی پسرش و ظهورش تا با آمدنش بغض خفته در گلویم را ...

و او می آید

و مادر همچنان مادر است


دوست داشتم این نوشته های کوتاه رو یه پر و بالی بدم و یه مجموعه ی کوتاه تقدیم کنم ولی متأسفانه کسی همراهی نکرد
به هر حال بد نوشتم و خوب خوندین
ممنون از همراهی تون
ممنون از مادر سادات که اجازه داد براش بنویسم و اما من قدرش رو ندونستم
نقطه ته خط
  • میم شین

قشنگترین مونولوگی که شنیدم

اکبر عبدی در فیلم مادر حاتمی کیا

مادر مرد از بس که جان ندارد

  • میم شین

حالا تابوت هم برای رسیدن همراهش با لبخند لحظه شماری می کند

  • میم شین
بار سفر رو می بندی
رو به تابوتت می خندی
  • میم شین
برا تو گریه می کنم حسین
برای تو، برای مادرت
بگو چی اومده سر شما
بگو تو رو خدای مادرت
  • میم شین
امتحانت را که پس دادی
همان روز اول خلقت را می گویم
باز هم اشتباه شد
قبل خلقت را می گویم
ولی باز پای ولی که آمد امتحان پس دادی
قبول شدی
قبول باشد
  • میم شین
وقتی جفای زمانه تو را تازیانه زد
بقیه ماجرا مثل این که در منابع نیامده
  • میم شین