نون و میم

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

نون و میم

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

نون و میم

در این فضا سعی شده در کمال ایجاز و اختصار و با نگاهی نو و جدید به بررسی مسائل اطراف پرداخته شود.
شاید اگر من رنگ عمل به نوشته ها بزنم و با وجودم قلم بسایم بهتر شود.
دعا کنید

پیام های کوتاه
  • ۲۶ فروردين ۹۶ , ۰۶:۳۷
    لب
  • ۱۰ دی ۹۵ , ۲۲:۳۱
    فهم
  • ۶ دی ۹۵ , ۰۶:۵۰
    آخر
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۳/۰۴/۱۱
    سگ
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    حق
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۶ فروردين ۹۶، ۲۳:۱۴ - ســـــر باز
    :(
پیوندهای روزانه

۲۷ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

94 خاطرات زیبایی داشت
این که مادر به من گل داد
نمی دانم چرا این به ذهنم آمد
همیشه برای امر خیر می گویند فلانی آستین بالا زد
ولی مادر حتی برای غسل هم به علی گفت آستینی بالا نزند تا نبیند
این هم حکمت کار مادر است
هیچ کس نباید از سر بازو با خبر شود
  • میم شین
مرده ام در جاهلیت
امروز به من هم سر بزن
  • میم شین

خوش به حال پنج شش حرف پایانی الفبا که نیلو را ساختند

  • میم شین

مو پریشان کردنت من را چه حیران می کند

لذت دیدار تو من را چه میزان می کند

  • میم شین

قلم به دست می شوم

بی ادب نیستم ولی برای موجود و مخلوقی مقدس چون تو نوشتن بی ادبی است

با این حال این حال را لابه لای وازه ها جا می گذارم تا آن بانوی مقدس با دانایی ش به مروارید میان صدف جمله هام برسد

اولین زیارتم حرف هام فلسفه شد

و جوابش منطق

ارسطو پایش وسط آمد

و من با یاد ارسطو مهر و محبت و دوستی و علاقه و عشق آن شب را در این سطور به سینه ی صاف تو می سپارم

باشد که با پیوند به سرچشمه پیوندمان پیوندتر شود

  • میم شین

بوی شهید شام می دهد راهیان نور

  • میم شین

پیچیده شمیم حرم حضرت زینب

در راه منور شده به خون شهیدان

  • میم شین

و این آخرین نوشته ی مهدی شریفی برای مادرش در طول یک سال است


من نوشتم و تازه فهمیدم که ماادریک ما لیلة القدر

هرچه نوشتم به او وابسته تر شدم

و حالا در خیالم کنار مرقد مادر، میان قلب سیاهم می ایستم و به احترامش خم می شوم

و  جای سلام دعامی کنم برای سلامتی پسرش و ظهورش تا با آمدنش بغض خفته در گلویم را ...

و او می آید

و مادر همچنان مادر است


دوست داشتم این نوشته های کوتاه رو یه پر و بالی بدم و یه مجموعه ی کوتاه تقدیم کنم ولی متأسفانه کسی همراهی نکرد
به هر حال بد نوشتم و خوب خوندین
ممنون از همراهی تون
ممنون از مادر سادات که اجازه داد براش بنویسم و اما من قدرش رو ندونستم
نقطه ته خط
  • میم شین

قشنگترین مونولوگی که شنیدم

اکبر عبدی در فیلم مادر حاتمی کیا

مادر مرد از بس که جان ندارد

  • میم شین

حالا تابوت هم برای رسیدن همراهش با لبخند لحظه شماری می کند

  • میم شین
بار سفر رو می بندی
رو به تابوتت می خندی
  • میم شین
قسم به قسم های بی سین
حالم کنار همین غم لم داده
و من
دراز به دراز برای اسم موصول بی خاصیت تأسف می خورم
باز امید دارم
امید به روزی که پدر خاک را زیر خاک زیارت کنم
  • میم شین
برا تو گریه می کنم حسین
برای تو، برای مادرت
بگو چی اومده سر شما
بگو تو رو خدای مادرت
  • میم شین
امتحانت را که پس دادی
همان روز اول خلقت را می گویم
باز هم اشتباه شد
قبل خلقت را می گویم
ولی باز پای ولی که آمد امتحان پس دادی
قبول شدی
قبول باشد
  • میم شین
وقتی جفای زمانه تو را تازیانه زد
بقیه ماجرا مثل این که در منابع نیامده
  • میم شین
بیچاره خادمت
وقتی شنید که «مرا بگیر»
  • میم شین

نور و آتش به هم نمی سازند

  • میم شین
حال مادر رو به بهبود است
وقت رفتن چقدر نزدیک است
  • میم شین