نون و میم

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

نون و میم

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

نون و میم

در این فضا سعی شده در کمال ایجاز و اختصار و با نگاهی نو و جدید به بررسی مسائل اطراف پرداخته شود.
شاید اگر من رنگ عمل به نوشته ها بزنم و با وجودم قلم بسایم بهتر شود.
دعا کنید

پیام های کوتاه
  • ۲۶ فروردين ۹۶ , ۰۶:۳۷
    لب
  • ۱۰ دی ۹۵ , ۲۲:۳۱
    فهم
  • ۶ دی ۹۵ , ۰۶:۵۰
    آخر
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    حق
  • ۹۳/۰۴/۱۱
    سگ
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
  • میم شین

برای خودم می نویسم

برای خودم که یک سال به رفتنم نزدیک تر شدم

و من می روم

و بی قراری هایم لحظاتی تمام می شود

و لحظاتی بعد باز شروع

و نگران فرداترم می شوم

که چه می کند خدا با من و این همه سال های از دست رفته ام

پیشاپیش خدا مرا رحمت کند

برای مولودهای امروز  طلب رحمت و استغفار کنید

ممنون


مرده هم فکر قیامت دارد
آرمیدن چقدر دشوار است...

  • میم شین

وقتی که فاطمه مادر تو شد

گفتم به خود که علی شیر می شود

ولادت امیرالمومنین مبارک

  • میم شین
تنها دلیل عاشق شدن خود تویی ...
  • میم شین
من به لب های تو محتاج تر از هر چیزم
به خدا بوسه ی تو جان به تنم می بخشد

یادش بخیر نوشت:
قبل از سفر به حرم مقدس مادر سادات (حضرت معصومه سلام الله علیها)
خیلی یاد حضرت رقیه خاتون بودم
ما هم به این ها خوشیم
بیچاره کسی که این خوشی ها رو نداره
  • میم شین
داشتم حاسبوا قبل ان تحسابوا انجام می دادم
کم و کاستی زیاد داشتم
اما یه نقطه ی امیدورای داشتم
دهه اول محرم
بیت المهدی کرج، کنار استادم آقای نوازنی
کلی اشک و ناله
دو تا غزل مرثیه
کلی اشک برا رقیه
خدا رو شکر
سالتون خوش تموم بشه
به پایان آمد این سال و حکایت همچنان باقی
  • میم شین
مدت ها بود نمی نوشتم
سرم تو لاک خودم بود
سرم شلوغ بود
ولی جشن روز زن با همت شهرداری تهران این قدر زیبا و تحسین بر انگیز بود که یادم رفت حضرت زهرا یعنی چه
با تشکر از همه ی مسئولین
  • میم شین
خواهشاً پیش علی از پسرت هیچ مگو
دست به زانو نزن و از کمرت هیچ مگو

به خدا معرکه ای، معرکه کردی بانو
تو که مثل سپری، از سپرت هیچ مگو

دل تو خون شده و رنگ رخت خونی تر
از سلام به علی از جگرت هیچ مگو

گوش تو زخم شد و زینت گوشت پامال
از دو چشم تر و از درد سرت هیچ مگو

محسنت حس عجیبی است ولیکن مادر
از حسن و حسن و از قمرت هیچ مگو
  • میم شین

رسیده مادر سختی کنار آیه ای زیبا

و بوی سوره کوثر گرفته کل صحرا را


تنی می لرزد از کشتن، تنی می لرزد از دیدن

نگاهی فکر تقطیع و تنی بی سر شده اینجا


و مریم کاف می خواند، و با آه ها می گوید

و می بوید و می بوسد همه رگ های یحیی را


و رگ ها صبر می ریزد درون سینه این زن

برو خطبه بخوان بانو، به یاد حضرت زهرا


دل زینب پر از غم شد ولی عزمش چه محکم شد

علیکن فرار عمه، فرار از دست این اعدا


اطاعت می کند بانو همه فرمان مولا را

ولی یادش هنوزم هست، اذان اکبر لیلا


دل شب محرم او شد، نمازش مرهم او شد

الهی صبر می خواهم همان صبر جزیلا را


و فردا می رسد کوفه، و چیزی را نمی بیند

به جز زیبایی هستی، کنار آیه ی زیبا

  • میم شین