میم شین

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

میم شین

به امید گوشه ای نگاهی تا نگاه من و تو عوض شود

میم شین

در این فضا سعی شده در کمال ایجاز و اختصار و با نگاهی نو و جدید به بررسی مسائل اطراف پرداخته شود.
شاید اگر من رنگ عمل به نوشته ها بزنم و با وجودم قلم بسایم بهتر شود.
دعا کنید

پیام های کوتاه
  • ۱ فروردين ۹۹ , ۱۳:۵۹
    بهار
  • ۲۹ اسفند ۹۸ , ۱۴:۴۱
    شفا
بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۳/۰۴/۱۱
    سگ
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۹ خرداد ۹۸، ۱۳:۲۶ - مینا
    عالی
  • ۲۲ مرداد ۹۷، ۱۸:۳۲ - باران
    ...
پیوندهای روزانه

۸۰ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

پست هایم را اگر برای پست و منصب بگذارم
یعنی پستم
فقط به عشق اوست که ...
  • میم شین

اگر کمی به اجدادم رفته بودم تا الآن باید در روضه ها برایم اتفاقی می افتاد

از که چه به ارث برده ام نمی دانم

بازهم شکر

  • میم شین
وقتی شام کوفیان سنگ باشد
شام شامیان چه می شود
هــــــــــــــــــــــــلهلـــــــــــــــــــــــــه
  • میم شین

شهدا زنده اند را در مستند توتیا می توان حس کرد

برای دانلود به تارنمای کربلایی مجتبی رمضانی سری بزنید

  • میم شین

عباس آب خواست

آبش کردند

  • میم شین

اوین میزبان مایلی کهن شد

دعوایی سر هیچ و پوچ

  • میم شین
هجده سر زیبا روبرویش گذاشتند
تا چیزی به زبانش نیاید جز زیبایی
  • میم شین
اگر ایمان دارید
اربعین کربلا را از دست ندهید
دعا کنید با ایمان بشوم...
  • میم شین
ای کاش ظریف از دهنش جان می افتاد
جان کری هم شد آدم...
  • میم شین
این روزهای کاروان یعنی
کار کاروان از کار گذشته
  • میم شین
اگر بشود که قبل صفر سفر کنم
قول می دهم از صفر خودم را بالا بکشم
تا گنبد
  • میم شین
درد
در
دلِ
زینب
درد فراق از زیبایی ها بود
  • میم شین

ضرغامی رفت

تا سرافراز بیاید

  • میم شین

to be or not to be, but now where are you

دلم تنگ پدر شده پس پدر کو؟

to be or not to be, when will you come back?

میاری از سفر سوغا النگو

earing, o' father not say about ring

که دشمن آمد و انگشترت کو؟

looking my face, father! یک بار دیگر

چه آمد بر سرم در آن هیاهو

  • میم شین
اگر سر ساعت به دروازه ساعات می رسیدیم دیگر نیازی نبود ساعاتی با سرها اسیر سرهای بی خرد باشیم
  • میم شین
بصیرت یعنی شناخت جایگاه شمر
جانباز صفین؟جانی کربلا؟
  • میم شین

زیر باران رقیه تنها شد

اتفاقی مقابلش رخ داد

وسط کوفه ناگهان انگار

چادرش از سرش زمین افتاد

***

اشک ها روی رخ غلطیدند

مغجرش به روی دست غبار

قبلاً این صحنه را نمی دانم

در من انگار می شود تکرار

***

آه سردی کشید حس کردم

کوفه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

مادر پیرترش رسیده از راه

***

گفت آرام باش چیزی نیست

به گمانم پریدنی هستی

دست خود را به روی سر بگذار

به گمانم کشیدنی هستی

***

بدنش را تکاند با سیلی

موی او را کشید با خود برد

پیش چشمان بی تفاوت زجر

دخترک بغض خود را می خورد

***

و مجدد به کاروان برگشت

یا علی گفت  از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت شام

زیر باران رقیه تنها شد

  • میم شین
بنی اسد به داد فرزندان اسد الله الغالب رسیدند
  • میم شین